على ربانى گلپايگانى

68

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )

ترجمه و توضيح فصل سوم : زيادت و عروض وجود بر ماهيت معناى زيادت و عروض وجود بر ماهيت اين است كه ، آنچه از يكى از اين دو فهميده مىشود ، غير از آن معنايى است كه از ديگرى فهميده مىشود ( بحث مربوط به مفهوم وجود است نه واقعيت عينى وجود ) . پس عقل مىتواند ماهيت - و آن عبارت است از آنچه در جواب ما هو گفته مىشود - را از وجود ، مجرد نموده و آن را به تنهايى اعتبار ( ملاحظه ) و تعقل نمايد ، سپس آن ( ماهيت ) را به وجود توصيف نمايد و اين همان معناى عروض ( وجود بر ماهيت ) است . پس ( مفهوم ) وجود نه عين ماهيت است و نه جزء آن . و دليل بر اين مطلب اين است كه وجود را مىتوان از ماهيت سلب نمود و اگر ( مفهوم وجود ) عين يا جزء ماهيت بود سلب آن از ماهيت صحيح نبود . زيرا محال است كه عين يا جزء يك چيز را از آن سلب نمود ( مانند اينكه حيوان ناطق يا حيوان و يا ناطق را از انسان سلب كنيم و اين معقول نيست ) . و نيز حمل وجود بر ماهيت ( اثبات وجود براى ماهيت ) احتياج به دليل دارد ( مثل اينكه مىگوئيم نفس موجود است و اين سخن احتياج به دليل دارد ) ، پس وجود ، عين و جزء ماهيت نيست ، زيرا ذات و ذاتيات يك چيز ، بين الثبوت براى آن است ، اثبات آن احتياج به دليل ندارد ( هرگاه بگوئيم انسان حيوان ناطق است . احتياج به دليل ندارد . زيرا انسان بودن يعنى حيوان ناطق بودن ) . و نيز ماهيت در حد نفس خود نسبت به وجود و عدم ، مساوى است و اگر وجود عين يا جزء ماهيت بود ، نسبت آن به عدم كه نقيض وجود است محال مىبود .